رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم

Tuesday, December 13, 2005

خانه ی هنرمندان

امروز هم دوباره دلم گرفته. همش یک بغض گلویم را می فشارد دوست دارم گریه کنم ولی نمی توانم، یعنی نمی خواهم. نمی خواهم آنقدر بش اهمیت بدهم که مرا با خود ببرد ولی بدجوری پیله کرده و دست از سرم برنمی دارد این بغض لعنتی!
راستی امروز باز هم از خانه بیرون رفتم. رفتم خانه ی هنر مندان اینجا، که ببینم چه جور جایی است به قول مادرم " برو بیرون با مردم حرف بزن برات خوبه" خلاصه رفتم سری به این خانه ی هنرمندان بزنم از قضا با در بسته برخورد کردم از آقایی که آنجا مغازه ای داشت پرسیدم که ببینم چه ساعتی می آیند گفت هنوز راه اندازی نشده،ولی روی تابلو نوشته بود تاسیس 1382
خیلی دلم سوخت برای هنر و هنرمند که این خانه شان است. به قول شاعر بزرگ فردوسی " هنر خوار شد جادویی ارجمند" در این مملکت هنر و علم خوار شده است و رمل و استرلاب چند تا ملا ارجمند شده است!

0 Comments:

Post a Comment

<< Home