رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم

Wednesday, December 07, 2005

این روزها

عجب دلهره ای دارد این روزها که می گذرند!
پر است از آشفتگی، بالاخره مرا از پا درمی آورد این هراس همیشگی این روزها.
این روزها که ناخوشم همیشه انگار یک کسی مرا هر لحظه به کاری بخواند و من نتوانم ذره ای از جای خودم تکان بخورم، اسیر قفس خودم شده ام، روزها می آیند و می روند و من از اتاق بیرون نمی آیم، شاید کلامی با کسی حرف بزنم. از همه چیز و همه کس دلزده شده ام. این بیکاری این روزها که بد جوری دارد مرا خورد می کند باعث شده که دل و دماغ هیچ چیز را نداشته باشم. دیگر حتا مطالعه یا پژوهشی هم در کار نیست، خلاصه خودم را ول کرده ام میان این روزها تا هر جا می خواهند مرا ببرند
.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home