رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم

Thursday, December 01, 2005

نام

امروز مراسم نامگذاری دختر عموی کوچکم بود. من از یک هفته ی پیش که به دنیا آمده بود مامور شده بودم که فهرست نامهای ایرانی را با معانی آنها بنویسم که از میان آنها نامی را برگزینند. من هم که سرم درد می کند برای همچون کاری، یک فهرست بلند بالایی نوشتم و دادم به دستشان. خیلی جالب بود امروز یک نامی انتخاب می شد که یک عمر با او همراه بود نامی که سرشت آدمی را می گویند می نمایاند. یک تولدی زیبا ... یک ممکن الوجود دیگر... یک شروع بی پایان دیگر... راستی عجب موجود عجیبیست این آدم. یک دنیا خواهش و نیاز است که متولد می شود و چقدر این نیازها ما را از اوج جدا می کند؟! وقتی نیازهایمان فوران می کنند آنوقت است که در این دنیا متولد می شویم و محکوم می شویم به زندگی و این همان دلیل هبوط بود که نیاز و تمنای میوه ی ممنوعه آدم را محکوم به تولد در این دیر بلا کرد.

2 Comments:

  • At 8:05 AM, Anonymous حدس در وکن said…

    سلام
    حالت خاسه کره؟
    چونی مالگم؟
    خجالت نمی کشی ای حرفا ره توی ای وبلاگت می نویسی ؟(بالهجه کوردی خوانده شود.)
    نمی گی فردا بیان ببرنت کشتارگاه.
    از او بوات که آخونده خجالت نمیکشی؟
    نمی گی بزنه تو گوشت گل قالی شی؟
    (کل متن بالهجه غلیظ کرمانشاهی مثل پهلوانه خوانده شود میزانسن هم ندارد.)

     
  • At 2:06 AM, Blogger محسن مؤمنی said…

    اهه!
    وحيد رنجبرم كه وبلاگ داره.
    چطوري وحيد؟
    كجايي؟
    چه خبر؟
    اگه تو دانشگهي سلام ما رو به بروبچ برسون.
    راستي چي شد قضيه ي...؟

     

Post a Comment

<< Home